نیلوفر..............................هوشنگ ابتهاج
اي كدامين شب!
يك نفس بگشاي
جنگل انبوه مژگان سياهت را!
تا بلغزد بر بلور بركه چشم كبود تو
پيكر مهتاب گون دختري،كز دور
با نگاه خويش مي جويد
بوسه شيرين روزي آفتابي را
از نوازش هاي گرم دستهاي من
دختري نيلوفرين، شبرنگ، مهتابي
مي تپد بي تاب در خواب هوسناك اميد خويش
پاي تا سر يك هوس: آغوش
و تنش لغزان و خواهش بار، مي جويد
چون مه پيچيان به روي دره هاي خواب آلود سپيده دم،
بسترم را
تا بلغزد از طلب سرشار
همچو موج بوسه مهتاب
روي گندمزار
تا بنوشد در نوازش هاي گرم دستهاي من
شبنم يك عشق وحشي را
اي كدامين شب!
يك نفس بگشاي مژگان سياهت را!
اینجا آسمان ابریست